سلام بچه ها.ببخشید این خبر رو بهتون میرسونم.نتم تموم شده.من همش با لب تاب خواهرم میومدم وب و پست میذاشتم اما الان مامانم وای فای رو جمع کرده چون داریم اسباب کشی میکنیم.وقتی نت تموم شد مامانم وای فای رو جمع کرد تا وقتی بریم تو خونه جدید.تا دو هفته ی دیگه نمیتونم پست بذارم.واقعا ببخشید.میخواستم قسمت جدید رو به عنوان کادو بذارم اما خب دیگه.سعی میکنم نظراتتون رو جواب بدم.روزتون هم مبارک.

دوستان عزیزم یه تغییراتی تو داستان پیش اومده که باید بگم.اول از همه این که موکامیا پیش تسوکینامی ها زندگی نمیکردن و وقتی یویی عمارتشونو به آتیش کشید اونا به هیچ کس نگفتن.ساکاماکیا خودشون فهمیدن که یویی عمارتشونو به آتیش کشیده.دوم این که تسوکینامی ها یویی رو نبردن پیش کارل هاینز.تسوکینامی ها سعی داشتن تا یویی رو از بین ببرن چون یکی از بهترین گرگینه هاشونو کشته بود.سوم این که هیچ کس جز ساکاماکیا و موکامیا و تسوکینامی ها اسم اصلی کارل هاینز رو نمیدونه.همه اونو به اسم توگو ساکاماکی میشناسن.همینا بود در ضمن بنر داستانمون داره عوض میشه و داریم کم کم به فصل دوم داستان نزدیک میشیم.به احتمال کم ممکنه وب جا به جا بشه البته گفتم احتمال کم.توی فصل دوم شخصیت های زیادی وارد میشن از انیمه های دیگه.شخصیت های شیطانی.که خودم عاشق یکیشون شدم.اسماشون هم تغییر دادم.خب همینا ببخشید سرتونو درد اوردم.خب برید خوش بگذرونید.
سلام.بعد از یه قرنی برگشتم.اول از همه بگم زیاد از قسمت قبلی راضی نبودم ولی گذشته ها گذشته اما بعد از این پست دیگه از این خبرا نیست.نسبت به قبل کمتر پست میذارم.دلیل برگشتم به وبم اینه که امتحان زبانمو از 100 ،91 گرفتم.تو پست بعدی داستانو میذارم.خب برید خوش بگذرونید.بای ی ی ی ی ی ی.


سلام بچه ها.از اینکه این خبرو بهتون میرسونم خیلی ناراحتم.وب قراره بسته بشه.خودمم خیلی ناراحتم اما نگران نباشین.وبمو حذف نمیکنم فقط توش نمیام.آپ هم نمیکنم تا وسطای مرداد.حدودا 2 یا 3 هفته نیستم شایدم بیشتر.سعی میکنم بهتون سر بزنم و جواب کامنت هاتونو بدم.از این که تو وبم نیستم ناراحتم.منو فراموش نکنین.میرم اما با کوله باری از رمان برمیگردم.دوستون دارم.خداحافظ بچه ها

دوباره سلام عرض میکنم.اینبار با موکامی ها اومدم.یه عکسایی پیدا کردم که خیلی باحال بود نتونستم تحمل کنم پس برید ادمه مطلب

امروز گفتم چون وقت دارم تا میتونم براتون پست بذارم.صبح بیدار شدم.مشق های زبانمو نوشتم.بعد اومد سر وبلاگ.آخه بدجوری تار عنکبوت بسته.برید ادامه مطلب
عمارت

خب خب امروز از اتاق های شخصیت ها آپیدم.جایی کپی نبینم چون پدرم در اومد تا پیداشون کردم.تهمت هم نزنین.از جایی کپی نکردم.اگر بکنم حتما منبع رو مینویسم خب برید ادامه مطلب
اتاق من و یویی«شب»
